تبليغاتX
دردسرهای یک دامپزشک
پست امروز مربوط است به آخرین نوشته ام در روزنامه اعتماد ملی.

نسخه آکروبات مقاله با عکس

این هم مقاله منتشره در روزنامه همشهری

این هم مصاحبهدر سابت بازتاب

 

کاش مانند امام جمعه کاشمر بیشتر داشتیم

 

بیاید چند خبر را با هم مرور کنیم. متاسفانه باز هم خب از قطع درختان کهنسال در اخبار بود.یادم هست معلمی داشتیم که حدیثی از پیامبر(ص) نقل می کرد که "هرکس شاخه ایی از درختی بشکند، انگار بال فرشته ایی را شکسته است." این سخن از همان زمان کودکی، آنچنان در خاطره ام حک شده است که به واقع هر بار که شاخه درختان را در باد می بینم، فکر می کنم فرشتگان دارند بال می زنند.برای همین است که الآن هم که میبینم کسی درختی را قطع می کند همان حس زمان کودکی به من دست می دهد. وقتی می خوانم که کسی درختی را آنهم به خاطر خرافات چند آدم عامی، از ریشه در آورده حس می کنم فرشته ایی را کشته اند.فرشته ای که از بدو سر برآوردن از خاک برای ما نعمت به همراه دارد تا زمان مرگش و حتی بعد از مرگ.

چند روز پیش مشغول مروراخبار بودم.  چیزی که جالب بود تقابل دو دیدگاه از یک جایگاه بود، جایگاهی چون تریبون نماز جمعه. یکی از آنها در یک شهرستان، صحبت از آن میکرد که اگر کسی بخواهد سینما را به شهرشان ببرد پایش را قلم می کند و پر بود از تهدید و ارعاب و مجازاتهای اسلامی و ... در مقابل از همان تریبون اما در شهری دیگر، امام جمعه ایی از حقوق حیوانات می گوید. از مهربانی کردن به حیوانات می گوید. از الطاف دین مبینمان می گوید.بگذارید گوشه هایی از سخنان آقای حجت الاسلام سيد قاسم يعقوبي، امام جمعه محترم شهر کاشمر را براتان باز گو کنم." اين كه مقابل فردي كه از سفر حج بازگشته است، مقابل هيئت عزاداري، مسئولان، پيش پاي عروس و داماد، يا براي افتتاح و ميمنت يك پروژه و... گوسفند يا حيوان ديگري ذبح كنيم هيچ كدام سنت اسلامي نيست... ولي اگر شرايط آن رعايت نشود، امر مكروه و گاهي تبديل به حرام مي شود. به عنوان مثال اگر اين ذبحي كه جلوي حاجي يا هيئت عزاداري انجام مي شود، موجب مشكلات بهداشتي شود و سلامت مردم به خطر بيفتد يا مسير عبور و مرور مردم را آلوده كند، چه از حيث نجاست و پاكي چه از حيث آلودگي هاي غيربهداشتي، در اين صورت عمل قرباني يك امر مكروه وگاهي وقت ها حرام محسوب مي شود.امام جمعه كاشمر مي گويد:اين عمل كه خون جلوي دسته هاي عزاداري يا عروس و داماد و... مي ريزند، هيچ منفعتي ندارد؛ اينكه گمان مي كنند رد شدن از روي خون باعث سلامتي و ايمني مي شود، در واقع خرافات و جاهلي است.حتي گاه ديده مي شود كه برخي افراد، خون قرباني را روي ديوار خانه مي ريزند يا به خودروي خود مي مالند كه اين هم از خرافات است؛ در دوره جاهلي گوسفندي را مي كشتند و خون آن را به ديوار كعبه مي ريختند كه خداوند از آن ها قبول كند ولي اسلام، اين عقايد را رد كرد. قرآن در آيه ٣٧ سوره حج مي فرمايد: خدا اين خون ها و اين گوشت ها را از شما نمي خواهد بلكه خداوند از شما پاكي و تقوا مي خواهد."(1)

می بینید چه میزان راحت می توان تفسیر های متفاوتی ارائه داد؟ چرا راه دور برویم ، همین نشریات و سایت های اینترنتی که جدیدا به شدت برای حیوانات شمشیر از رو بسته اند.چند روز پیش در یکی از نشریات، مطالبی نوشته بودند در رابطه با مضرات نگهداری از حیوانات. البته در این زمینه مسبوق به سابقه هستند.چند وقت پیش هم خانم دکتری که تخصصشان را هم ذکر نکرده بودند، مطالبی در رابطه با گربه و مضرات نگهداری آنها نوشته بودند که در جای خود جوابشان را نوشتم. اصولا نمیدانم چرا این نشریه محترم از نویسندگانی که اینهمه قریحه طنز پردازی بالایی دارند در زمینه حیوانات خانگی و بهداشت آنها استفاده می کند.چون هم آن مطلب و هم مطلب اخیر، بیشتر باعث خنده و انبساط خاطر می شود تا بالا بردن سطح اطلاعات خواننده. التبه این فقط مختص به نویسندگان بخش سلامتش نیست. چند ماه پیش یکی از دوستانم زنگ زد و گفت :" نگفته بودی چشم آدم هم جراحی می کنی." بعد که تعجب مرا دید گفت که همین نشریه در خبر افتتاح کنگره چشم پزشکی عکس من را کار کرده.جالب اینجا بود که در آن عکس در حال جراحی سنگ کلیه یک سگ بودم !

با آن که مقاله مربوط نه از لحاظ علمی و نه حتی املایی قابلیت بحث ندارد اما می خواهید چند نکته را از آن بخوانید؟ خیلی کوتاه می گویم تا حوصله تان سر نرود. مثلا از متداول شدن نگهداری حیوانات خانگی مثل سگ و گربه صحبت کرده بودند و نتیجه گرفته بودند این امر باعث بروز بیماری های مشترکی می شود. مثالهای که ایشان در مقاله شان آورده اند را با هم می خوانیم " تب مالت، سیاه زخم، تب کریمه کنگو ، آنفولانزای پرندگان، جنون گاوی ...!" . در ضمن توضیح داده بودند که "850 بیماری مشترک وجود دارد که این رقم در سالهای بعد بیشتر و بیشتر می شود." ظاهرا ایشان تعداد بیماری ها را با مسائل اقتصادی و تورم ، کمی اشتباه گرفته اند. در جای دیگری گفته بودند " نگهداري‌ حيوان‌ در منزل‌ بيشتر از آنكه‌ نفع‌ داشته‌ باشد، ضرر دارد" .ایشان احتمالا نمیدانند که حیوانات خانگی را برای سود و زیان نگهداری نمی کنند و معمولا برای منفعت، گاو و گوسفند ومرغ و... پرورش می دهند، نه سگ و گربه. جای دیگری متذکر شده بودند که " چون‌ گربه فاقد شعور و درك‌ است‌ و برايش‌ فرقي‌ نمي‌كند كه‌ در ظرف‌ غذاي‌ شما اجابت‌ مزاج‌ كند يا در توالت‌ فرنگي‌!" .من به شخصه فکر می کنم ایشان حتی برای یک بار هم گربه را از نزدیک ندیده اند، وگرنه می دانستند که گربه ها محال است بغیر از ظرف خاکشان در جای دیگری اجابت مزاج کنند.

در یک سایت اینترنتی مصاحبه ای تحت عنوان"نوکیسه گی و سگ و گربه داری"به نقل از یک استاد دانشگاه (بدون دذکر این که ایشان در چه رشته ای استاد هستند)! نوشته بودند:" انگيزه اصلي علاقه‌مندي به حيوانات خانگي ناتواني در مهارت‌هاي ارتباطي و احساس تنهايي است.
وي افزود: اين افراد به علت نداشتن مهارت‌هاي ارتباطي و ا حساس تنهايي كه در خود مي‌بينند؛ درد دل‌هاي خود را با حيوانات بيان مي‌كنند تا مشكلات عاطفي و رواني خود را در خانواده بر طرف كنند و به اين روش نيازهاي دروني خود را جايگزين مي‌كنند."
 اصلا بحثی در این زمینه نمی کنم ، تنها نظراین استاد دانشگاه را به این جلب می کنم که در کشوری مثل سوئیس، از هر 4 خانوار 3 تایشان حداقل یک حیوان خانگی دارند. نه آمار افسردگی شان به گرد پای ما میرسد نه میزان بزهکاری های اجتماعی شان با ما قابل قیاس است. راستی معلوم نشد ایشان استاد چه درسی هستند؟

بگذریم.اگر بخواهم از نوشته ایشان بنویسم خیلی طولانی می شود.اصولا فکر نمی کنم این مسئله که راجع به چیزی که نمیدانیم حرف می زنیم، یا کور کورانه راجع به مسائل نظر می دهیم بدون آنکه دلیلی برایش داشته باشیم، تنها مختص ما ایرانی ها باشد ولی فکر می کنم در رتبه های بالای جدول باشیم. شرطی شدن در جوامع نسبت به یک حرکت اجتماعی خاص و کنش در برابر آن در حدود اطلاعات و تخصص من نیست اما توجه تان را به یک آزمایش که بر روی 5 میمون انجام شده جلب می کنم .با دقت بخوانید و مقایسه کنید.
5 میمون را در اطاقی نهادند و موزی را هم در گوشه ای از اتاق گذاشتند. هر بار که یکی از آن  میمون ها به سمت  موز می رفت ، به روی چهار میمون دیگر آب سرد می ریختند که باعث عصبانیت و تشویش آنها می شد. بعد ازمدتی، هر بار که میمونی به سمت موز می رفت، چهار میمون دیگر برای این که آب سرد برویشان نریزند او را به باد کتک می گرفتند و خب بالطبع آب سرد رویشان ریخته نمیشد.بعد از چند روز دیگر میمونی به سمت موز نرفت ، چون می دانست رفتن به سمت موز مساویست با کتک خوردن. در مرحله بعد، یک میمون از آنها کم کرده و میمونی دیگر به آن جمع اضافه کردند.برخورد میمون تازه وارد جالب بود، تا آمد به سمت موز برود، چهار میمون دیگر او را کتک زدند تا آب سرد رویشان ریخته نشود.پس موز به جای خود ماند. میمون تازه وارد هم بعد از چند بار امتحان کردن، از صرافت خوردن موز افتاد. بعد میمون های قدیمی را به ترتیب و دانه دانه از اتاق خارج کرده و میمونهای جدیدی جایگزین کردند و هر بار که میمونهای جدید به سمت موز می رفت میمونهای دیگر، حتی تازه واردین اورا می زدند.بعد از مدتی 5 میمون قدیمی جای خود را به 5 میمون جدید دادند به طوری که هیچکدام از میمونهای موجود خاطره ای از تنبیه با آب سرد نداشتند.اما باز هم هر بار که میمونی به سمت موز میرفت ، او را به باد کتک می گرفتند.ولی هیچکدام از میمونها نمیدانستند برای چه دارند میمون بدبخت را کتک میزند!

حالا حکایت ماست. بیشتر افراد جامعه ما به بعضی چیزها به همین صورت حساس شده اند. تا صحبت حیوانات می شود بلا فاصله می گویند " وای حیوون ؟ کثیفه، نازایی میاره، هاره، پشمش میره توی ریه تبدیل به کیست میشه" و دهها خرافه دیگر.اما اگر از همین ها بپرسید که چند نفر را دیده اید یا حتی شنیده اید که به واسطه حیوانات نازا شده باشد؟ یا چند نفر را دیده اید که سگی گازش گرفته باشد و فرد مورد نظر دچار هاری شده باشد؟ یا مثلا دستگاه تنفسی انسانها به اجرام بالا تر از 20 میکرون واکنش نشان می دهد، یعنی مثلا جرمی در حد اجرام معلق در هوا باعث ایجاد سرفه می شود،آنوقت چطور ممکن است که یک موی  5، 6 سانتی متری یک حیوان وارد ریه شود؟ و... جوابی بجز "چه میدونم، میگن دیگه" برایتان ندارند.برگردید آزمایش میمونها را بار دیگر بخوانید.

 این است که بعد از خواندن خطبه های حجت الاسلام یعقوبی، که از نزدیک نمیشناسمشان اما از دور به گرمی دستشان را می فشارم، آرزو کردم کاش تعداد بیشتری مانندامام جمعه کاشمر داشتیم و تعداد کمتری از آن دست نویسنده و استاد.

 

+ نوشته شده در 87/11/26ساعت 1 PM توسط دکتر هومن |

 سه چهار سال پیش مانلی منزل پدرم بود. رفتم دنبالش وقتی آمد دم در دیدم یه شمد را کج و کوله انداخته رو سرش. گفتم :"این چیه انداختی رو سرت ؟" . همین جور که بالا پائین می پرید گفت:" دارم با عمه ات ورزش می کنم."تصور این که مانلی با عمه جان ملیحه ۶۵ ساله ۱۰۰ کیلویی دارد ورزش میکند برایم عجیب بود.گفتم :"چه ورزشی میکنین حالا؟" با هیجان گفت:" بشین پاشو بازی می کنیم .ولی عمه ملیح یه جور دیگه بازی می کنه.وسطاش یه هو سرشو میزاری زمین، بعضی وقتها هم کف دستش و نگاه می کنه که تمیز باشه و ..."
عمه ملیحه همینطور که جانمازش را جمع می کرد از ته سالن گفت: "سلام عمه جان" 
+ نوشته شده در 87/11/17ساعت 4 PM توسط دکتر هومن |

چند وقتی بود سرم خیلی شلوغ بود و نمیرسیدم کاری بکنم.البته دروغ چرا؟ تنبلی هم بود در کنارش.
بگذریم، مطلب امروزم ربطی به دامپزشکی و حیوانات ندارد. این مطلب را جایی خواندم و بسیار برایم جالب بود.گفتم بنویسم شاید شما هم خوشتان بیاید.

هیچ میدانید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:

در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد. 
                                

                                        فلسفه پیدایش

 

 

30 مهره  :  نشان گر 30 شبانه روز یک ماه       

 24  خانه  :  نشان گر  24 ساعت شبانه روز 

 4 قسمت زمین  :   4 فصل سال                       

 5 دست بازی :  5 وقت یک شبانه روز

 2 رنگ سیاه و سپید  : شب و روز                      

هر طرف زمین 12 خانه دارد :  12 ماه سال

تخته مرد  :  کره زمین                         

زمین بازی  : اسمان

تاس :   ستاره بخت و اقبال                 

 گردش تاس ها : گردش ایام

مهره ها:  انسان ها                          

  گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )  

برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها 

 

                                        اعداد  تاس  : 

 

1 : یکتایی  و خداپرستی                                     

 2 : اسمان  و زمین

3 :  پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک                  

4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب

5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد                  

6 :  شش روز افرینش

 

جالب بود نه؟ می بینید، ما همواره در طول تاریخ حاکمان فرزانه ایی داشته ایم و داریم!یعنی همانطور که حاکمان قدیم مثل بزرگمهر به فکر سرگرم کردن ما بوده و تخته نرد را آفریده تا ما هر شش شب هفته را به همسرمان ببازیم ، حاکمان نسل های بعد هم همینطور مشغول سرگرم کردن و سرکار گذاشتن ملت شدند تا به امروز.

+ نوشته شده در 87/11/14ساعت 4 PM توسط دکتر هومن |

عادل جان الآن که حدودا دو میلیون اس ام اس داشتی.

در مطلب قبلی ام هم نوشتم که اصولا آدم فوتبالی نیستم.نه این که نبوده ام . قبل از قبولی دانشگاه ، دروازه بان تیم جوانان شاهین هم بوده ام ،دروازه بان دانشگاه های تیم استان فارس هم بودم یه چند گاهی ولی هیچوقت مثلا مثل برادرم اامیر یا مثلا  شاهین که فوتبالی بودند و تمام بازی های لیگ را دنبال می کردند،نبودم.
الآن هم که دارم برنامه ۹۰ را می بینم نه به خاطر فوتبال است، بلکه به خاطر فرصتی است که در اختیار ماست که نظر دهیم.نظری که شاید جای دیگر نمیتوانیم بدهیم. پس عادل جان بدان که به نگرش این برنامه رای می دهیم ، نه به رسانه ملی. 

+ نوشته شده در 87/11/08ساعت 1 AM توسط دکتر هومن |

مصاحبه من و مینو خانم صابری را در سایت رادیو زمانه میتوانید اینجا بخوانید و بشنوید

http://zamaaneh.com/morenews/2009/01/post_1018.html

در ضمن خانم صابری در سایت بالاترین یک موضوع داغ به عنوان "تلاش وبلاگ نویسان در مقابله با حیوان آزاری در ایران" راه انداختن. هرکسی که حیوانات و شاید من رو دوست داره لطفا سری به اونجا بزنه و (+) بده به لینک ها.این کوچکترین کمکی است که می توان به این موجودات بی پناه کرد. لینکش را می گذارم.

هم اکتون نیازمند( +)سبزتان به خانم صابری هستیم. قابل توجه وبلاگر های قدیمی!

http://balatarin.com/topic/2009/1/24/1002274

 

+ نوشته شده در 87/11/07ساعت 0 AM توسط دکتر هومن |

مانلی داشت وسط هال برای خودش نقاشی میکرد و ما طبق معمول هر شب با فامیل همسر! نشسته بودیم و از هر دری حرفی میزدیم. صحبت رسید به آلودگی هوا . یکی از آن بین گفت:"مثلا ببینید، شب که به آسمون نگاه می کنین اصلا ستاره ای نمیبینین، ولی تو ویلای لواسان که میریم، آسمون پر ستاره است". بزرگترها همه راجع به آن نظری دادند و مانلی همچنان نقاشی می کرد. هر کس چیزی گفت و نفر آخر گفت:" این یکی مربوط به آلودگی هوا نیست،باعث این مسئله، آلودگی نوری ست در شهر تهران که باعث می شود که ستاره ها را نبینیم. اگر در لواسان یا هر جای دیگر که از شهر دور است شما میتوانید آسمان شب را بهتر ببینید به خاطر نبود این همه مه شکن و پرژکتورهای شهری است".
من که نزدیک مانلی نشسته بودم شنیدم که همانطور که نقاشی می کرد زیر لب با خودش زمزمه میکرد :" این رو هم مثل مریضی داشتن حیوونها ، انداختن گردن آلودگی هوا ."  بعد سرش را تکانی داد و با خود گفت :"بیچاره آلودگی هوا !" و بعد مشغول بقیه نقاشی اش شد. داشت یک الاغ می کشید!

+ نوشته شده در 87/11/01ساعت 2 AM توسط دکتر هومن |